۱۳۹۱ آذر ۳, جمعه

نقدی بر مقاله ناخردانه آقای گلمراد مرادی در رابطه با کشور لیبرال دموکراتیک اسرائیل


با قلم ساموئیل کرماشانی
نقدی بر مقاله ناخردانه آقای گلمراد مرادی در رابطه با کشور لیبرال دموکراتیک اسرائیل

 نقدی بر مقالات اخیر دکتر گلمرراد  مرادی که نوشته است رژیم اسرائیل با سیاست فعلیش 
دوست ملت کرد نیست و خود را نماینده ملت کرد معرفی نموده اند  این نوعی بیماری خودپسندی و خودبزرگبینی میرساند  و مقاله گلمراد مرادی معنای جز این را نمیرساند که ولایت دستم به دامانت فدات بشم میرساند.
تكبر از بدترين رزايل اخلاقي است كه براي ريشه كني آن نياز به مطالعه و ريشه يابي و كار اخلاقي فراواني دارد. وجود اين صفت براي سلامت نفس انسان بسيار خطرناك است ، بحث نسبتا مفصلي را كه در آن ابعاد مختلف تكبر مورد بررسي قرار گرفته است
يكي را زشت خويي داد دشنام

تحمل كرد و گفت‌اي نيك فرجام

بتر زانم كه خواهي گفـتـن آنـي 

كه دانم عيب من چون من نداني
و مقاله بیشتر بوی یهودی ستیزی ازش می آید که در چند روز گذشته یک مقاله در این رابطه نوشتم که شعارهای یهودی ستیزانه رژیمهای دیکتاتوری اسلام زده مثل ایران بر افکار علی ولایها و غیر مسلمانهای ایرانی تاثیر مخربی داشته است.
مقاله آقای مرادی مغایر است با اصول مبادی ریشه ای آئین یاری اگر واقعا پیرو راستین آئین یاری باشند.

مقاله آقای گولمراد مرادی دو هدف را دنبال میکنند  هدف یکم تمامی 4000 هزار کردی که ساکن اسرائیل هستند جاش و مزدور خطاب کرده هر کسی  هم ادعای دوستی ملت کرد و ملت اسرائیل  را بکند بقول ایشان مزدور و خودفروش هستند حقوق آنها را نادیده گرفته است و در اینجا توطئه های رژیم حاکم بر مردم ایران را بنوعی تائید نموده است و  این نوعی امیتاز به ولایت فقیه میباشد و در اینجا زبان حال سران خشونت پیشه رژیم ایران شده اند و رسما کشور لیبرال دموکراتیک اسرائیل را  (رژیم صهیونسیتی نامبرده است که این یعنی همان کلمات روزانه سران و زبان حال  جنایتکار رژیم ایران را میرساند)
در ادامه این مقاله به  جاشها و خودفروشان اشاره نموده است تنها نام دوست عزیزمان مولود افند که به همکاری اتحادیه میهنی کردستان و توسط وزارت اطلاعات ربوده شدند اشاره اند  و فردی که خودش نمیداند چه بر زبان می آورد مثل شیرزاد عمر که بعنوان پناهنده در طول چندین سال در ایران در شهر کرج بر سر برده است و خود نیز متولد ایران میباشند یعنی از سال 1974 تا سال 1994 در ایران بر سر برده اند نامبرده اند.
اینجا آقای گلمراد مرادی عین همان کلماتی به کار برده است که سالهای سال است سردمداران رژیم دیکتاتوری 
مذهبی ایران علیه مردم و ملت اسرائیل به کار برده اند میتوان گفت بنوعی زبان حال آنها شده است 
و خود را آزادیخواه معرفی میکنند در مقاله ایشان با وضوح خود را نماینده ملت کرد معرفی نموده است و در نشستهای تحت عنوان دادگاهی سران رژیم هم شرکت میکنند این بهش میگن دوبام و هوا
http://www.golmoradmoradi.com/fa/archives/2012/October/22102012.php

در اینجا بدون در نظر گرفتن 400 هزار کرد  ساکن اسرائیل و اینجا بعنوان محکوم نمودن عکسهای بنده رفته نوشته اسرائیل دوست ملت کرد نیست نمیدانم نکند علی خامنه ای و کمال تاتورک و یا صدام حسین دوست  ملت کرد باشند؟
حتما آقای گلمراد مرادی با تئوریهای خودش دوستانی بهتر و ملتهای که از نقاط مشترک برخوردارند با ملت کرد پیدا نموده اند.
اینجا کاک مولود افند مزدور و جاش معرفی میکند آقای دکتر گلمراد بقول ایشان بر اساس جهان بینی کمونیستیش  هر کسی یا هر کردی که یهودی باشد جاش و مزدور میباشد.
در نوشتهای خود رسما زبان حال ولایت فقیه شده است.

در ادامه همین مطلب به شعرهای اشاره نموده اند که  بسا جای خنده و تمسخره میباشد نمیدانم عکسهای بنده و آقای مولود افند چه ربطی به مامور سپاه پاسداران قانعی فرد دارد که در این مقاله به قانعی فردها اشاره نموده اند. من به آقای گلمراد مرادی حق میدهم چرا چون خودشان عضو حزبی هستند که تمامی اعضای آن به سفارت رژیم رفته اند و توبه نامه تقدیم ولایت نموده اند و برنامه رادیوی همان حزب با آیات قرآن شروع به پخش خود میکردند که ایشان هوادار همان حزب میباشند و نباید زیاد تعجب کنیم از انتشار چنین مقالاتی که بوی آخوند ازش می آید.
در اینجا آقای گلمراد مرادی بجای اینکه دوست برای ملت کرد پیدا کنند میروند دوستان را دشمن خطاب میکنند و دشمنان را دوست ملت کرد و ملت یهود  البته بخواهیم و نخواهیم نزدیک به 1 میلیون و نصف و یا شاید بیشتر که اگر تحقیقاتی عادل بشود ما در کردستان نزدیک به 2 میلیون کرد یهودی داریم بقول آقای گلمراد مرادی این 2 میلیون انسان کرد جاش و مزدور هستند و دشمن ملت کرد هستند. و میخواهم این را به آقای گلمراد مرادی عرض کنم که  کردها و اسرائیلها دو ملت هستند که از خیلی لحاظ  همدرد و دارای نقاط مشترکی هستند یهودیان به دست نازیستها قتلعام شدند  و کردها هم بدست خمینیستها و صدامیستها و کمالیستها و بعثیستها قتلعام و انفال شدند.
صدام در یک روز 6000 هزار انسان کرد را قتلعام نمود و 182000 هزار کرد را سر به نیست نمود  دختران و زنان کرد را در بین شیخ عربهای حوزه ی خلیج فارس توزیع  نمودند مثل غنیمت جنگی  و تعدادی زن و دختر کرد را به مصر فرستاد  و خیلی از جوانان کرد در زندانهای  مخوف رژیم صدام و رژیمهای اشغالگر کردستان  در زیر شکنجه کشته شدند و در ایران  خمینی فَتوا صادر نمودند و برای اجرای این فَتوا خلخالی جنایتکار را به کردستان فرستادند و به هزاران کرد را قتلعام نمودند و در زندانهای رژِم مخوف جنایتکار آخوندی به هزاران جوان کرد در زیر شکنجه کشته شده اند و مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند  و در سوریه کردها حق داشتن شناسنامه سوری را نداشتند و به هزاران کرد در زندانهای رژیم اسد کشته شده اند و در ترکیه به هزاران زن و نوجوان کرد در زندانهای آن کشور مورد شکنجه های ضد انسانی  با تجاوز جنسی روبرو شده اند به هزاران کرد توسط  نیروهای مسلح ترکیه کشته شده اند .
اما در زندانهای اسرائیل  بر اساس قوانین بین المللی با زندانیان رفتار میشود و زندانیان تروریستی که قصد کشتن هموطنان اسرائیلی را دارند در هنگام دستگیری  وقتیکه به زندان می افتند  به هیچ عنوان  مورد شکنجه و یا بی احترامی رو برو نمیشوند در هنگام مرخصی و آزادی از زندان دکترا میگیرند و در زندانهای اسرائیل تدریس علمی و زبانی وجود دارد زندانی از حق تدریس محروم نمیشود در زندانهای اسرائیل بهداشت و بهداری وجود دارد برای سلامتی زندانیان.
 لابد آقای گلمراد مرادی با تخیلاتی که همیشه ما به تخیلاتش گوش میدهیم و یا مطالعه میکنیم  مثل خواب ملا حسنی میماند   کارهای این آقا و  چون یک یارسانی هستند و من هم از نظر احترامی که به ایشان دارم نمیخواهم مثل خودش پاسخش بدهم من میدانم ازش درخواست شده است که دست به این کارها بزند  و دوستانی که نمیخواهند خود را آشکار بکنند و میخواهند از آب گل آلود ماهیی بگیرند و خود نیز به سفارت رژیم تردد کنند و از این و اون خواهش کنند که علیه کارهای ما دست به تبلیغات بزنند و دست به قلم فرسائی بزنند.
آقای گلمراد مرادی عزیز همان کشوری که شما ازش متنفریت در آن کشور با 4000 هزار کرد زبان کردی به رسمی شناخته شده است و در دانشگاه های اسرائیل زبان کردی تدریس میشود و عید نوروز به عنوان عید رسمی شناخته شده است و یک روز تعطیل میباشد به مناسبت نوروز چیزهای دیگر هم هستند من دوست ندارم آن را اینجا بیان کنم که دولت اسرائیل در سالهای اخیر به نفع ملت کرد انجام داده اند.
و از نظر بنده دوستی میان ملت کرد با ملت اسرائیل ضروری میباشد برای ملت کرد ما نباید دوستان مفید را دفع کنیم بلکه باید به سوی خویش آنها را هدایت کنیم  ور ضمن ملت کرد و ملت اسرائیل دو ملت هستند که از خیلی  لحاظ از نقاط مشترکی برخوردار هستند و ما باید از راه کردهای آن کشور کاری بکنیم که این دوستی بیشتر و بهتر کنیم  تا دشمنان ملت کرد از  راه آنها علیه ما سواستفاده نکنند اگر ما در سالهای گذشته دوستانی داشتیم که بر سیاست اسرائیل تاثیر گذار بودند دولت ترکیه نمیتوانست  از مهمات و اسلحهای اسرائیل علیه ملت کرد استفاده کند.
آقای مرادی اسرائیل نیآمده است که کردستان را اشغال کند و یا کردستان را تقسیم کند مثل فرانسه و بریطانیا  و اشغالگران و دشمنان ملت کرد رژیمهای ایران ترکیه عراق و سوریه میباشند و کشورهای استعماری که کردها را در میان این کشورها تقسیم نموده اند آنهم به سبب رفتارهای صلاح الدین ایوبی و رفتارهای شیخهای کور که گفته بودند اگر با غیر مسلمانها دست بدهید نجس میشوید همان اسلامی که از روز تولدش تا به امروز کرد میکشد و برای قتلعام کردها آز آیه های قرآن استفاده میکنند مثل انفال  و مثل فتوایی خمینی علیه کردها و مثل فتوای ملای خه تی که علیه میر محمد میر وراندز فتوا صادر نمودند که و گفتند هر  کسی با نیروهای عثمانی بجنگد  کافر و بی دین میباشد و کم کم اطرافیان میر محمد ایشان را تنها گذاشتند و بعدا به استانبول تبعید شدند و در راه بازگشت توسط چند مزدور خودفروش کشته شدند.
آقای گلمراد مرادی در مقاله خود نوشته است که از حقوق ملت فلسطین دفاع میکنند در این رابطه علی خامنه ای هم چنین چیزهای بر زبان می آورند و احمدینژاد و سران رژیم و سران رژیم پیشین عراق و رژیم سوریه و رژیم سرنگون شده لیبی این شعارشان بوده است و در ضمن بگویم فلسطینیها عرب هستند و در این باره نزدیک به 24 کشور عربی وجود دارد که آنها میتوانند از ملت فلسطین عربی دفاع کنند همان عربهای که در پروسه انفال و جینوساید ملت کرد با رژیم صدام و رژیم اسد همراهی میکردند و در بغداد برای بردن دختران کرد صف بسته بودند در زمان انفال کردها توسط صدام و مردم فلسطین تنها نیستند تنها ملتی که تنها هستند و دوستانی بجز کوه های قندیل ندارند ملت کرد هستند این هم به سبب نبودن یک سیاست عاقلانه و منطقی و چون سیاستمداران ما کم تجربه هستند و بجای اینکه علیه دشمنان ملت کرد کار بکنند پیش از هر چیزی علیه خود دست به کار میشوند این به سبب حسودی و جاطلبیهای شیخ و دراویش آسای دوستان کم تجربه  سیاستمدار ما و خوش باوریهای بی حد و حساب این دوستان.
همان سیاستمدارانی که از شما خواسته اند تا عکسهای که ما درست نموده ایم زیر سئوال به برند و خود را به سبب ضعفهای که دارند قایم نموده اند.
آقای گلمراد مرادی اسرائیل نیا مده است تا کردستان را اشغال کند اسرائیل کردها را انفال نکرده است اسرائیل سرزمین شما را به تصرف خویش در نیاورده است و 182000 هزار نفر با نام آیه های قرآن انفال و سر به نیست نکرده است فتوای قتلعام کردها خمینی صادر نمود جانم  ملت یهود و ملت کرد دو ملتی هستند از خیلی لحاظ از نقطه ی مشترکی برخوردارند  نازیستهای کور و نژادپرست  6 میلیون انسان را زنده زنده در کوره های آتش سوزاندند و صدام خمینی و اتاتورک و امپراطوری عثمانی به هزاران کرد را قتلعام نمودند و شما با درخواست افرادی که دارای تفکر فاشیستی هستند و گذشته  خوبی ندارند از دزدیدن اموال مردم در قصر شیرین گرفته تا دزدیدن کیسهای یوان در کمپهای پناهندگی و حالا خود را پاک و وطن پرست معرفی میکنند 5 کلاس سوادیهای تیله کو.
همان حماسی که شما ازش دفاع میکنید دست پرورده رژیم دیکتاتوری مذهبی ایران است
نژادپرستی یک بیماری است، مثل پارانویا، خودشیفتگی و موارد مشابه که از بی سوادی و محدودیت دانسته های تاریخی نسبت به خودمان و تاریخ جهان ناشی می شود
سربازان آلمانی یهودیانی را که طی شورش گتوی ورشو در پناهگاهی مخفی شده اند، دستگیر می کنند. ورشو، لهستان، آوریل-مه 1943. 
نازی ها عقاید نژادی خود را در مکان های عمومی به نمایش گذاشته و اشاعه می دادند. عنوان نموداری که در اینجا دیده می شود "زیست شناسی رشد" است و روی آن نوشته شده: "مراحل رشد اعضای نژاد نوردیک
سال ها پیش از اینکه آدولف هیتلر صدراعظم آلمان شود، عقاید نژادی تمام فکر و ذهن او را به خود مشغول کرده بود. هیتلر در سخنرانی ها و نوشته هایش، باورهای خود در خصوص "پاکی" نژادی و برتری "نژاد ژرمن"- که آن را "نژاد ارباب" می نامید- منتشر می کرد. او اظهار می داشت که نژاد او باید پاک باقی بماند تا روزی جهان را تسخیر کند. از نظر هیتلر، یک "آریایی" ایده آل، فردی با موهای بور، چشمان آبی و قد بلند بود.
یک کودک لاغر و نحیف در حال خوردن غذا در خیابان های محله یهودی نشین ورشو. ورشو، لهستان، بین سالهای 1940 و 1943.
عیین نژاد از طریق اندازه گیری گوش در مؤسسه مردم شناسی کایزر ویلهلم. آلمان، زمان: نامشخص.
وقتی هیتلر و نازی ها به قدرت رسیدند، این عقاید به ایدئولوژی دولت تبدیل شد و در پوسترهای به نمایش گذاشته شده در مکان های عمومی، برنامه های رادیویی، فیلم ها، کلاس های درس و روزنامه ها اشاعه یافت. نازی ها با حمایت آن دسته از دانشمندان آلمانی که به بهبود نژاد انسان از طریق محدودسازی تولید مثل کسانی که "پست" محسوب می شدند عقیده داشتند، ایدئولوژی خود را به اجرا گذاشتند. از سال 1933 پزشکان آلمانی مجاز به عقیم سازی اجباری- عمل جراحی که قربانیان را از داشتن فرزند محروم می کرد- بودند. کولیان، یک اقلیت نژادی که تعدادشان در آلمان به 30000 نفر می رسید و همچنین معلولان، از جمله بیماران روانی و ناشنوایان و نابینایان مادرزاد از اهداف این برنامه عمومی بودند. افزون بر این، حدود 500 کودک آلمانی- آفریقایی نیز قربانی این برنامه شدند: مادران این کودکان، آلمانی و پدرانشان، سرباز مستعمراتی آفریقایی در ارتش متفقین بودند و پس از جنگ جهانی اول، منطقه راین لند آلمان را به اشغال خود درآورده بودند.
فيلم تاريخي
یک متخصص بهداشت نژادی در "مؤسسه مردم شناسی، ژنتیک انسانی و بهسازی نژادی کایزر ویلهلم"، در حال اندازه گیری اعضای صورت یک زن برای تعیین اصل و نسب او است. برلین، آلمان، زمان: نامشخص.
یک متخصص بهداشت نژادی در "مؤسسه مردم شناسی، ژنتیک انسانی و بهسازی نژادی کایزر ویلهلم"، در حال اندازه گیری اعضای صورت یک زن برای تعیین اصل و نسب او است. برلین، آلمان، زمان: نامشخص.
هیلتر و دیگر رهبران نازی، یهودیان را نه به عنوان یک گروه مذهبی، بلکه به عنوان یک "نژاد" سمی تلقی می کردند که "با تغذیه کردن" از نژادهای دیگر، موجب تضعیف آنها می شوند. پس از اینکه هیتلر به قدرت رسید، آموزگاران نازی "اصول" علم نژادی را در مدارس به اجرا گذاشتند. آنها جمجمه و طول بینی دانش آموزان را اندازه گیری و رنگ مو و چشم آنان را ثبت می کردند تا افراد متعلق به "نژاد آریایی" واقعی را تعیین کنند. طی این روند، دانش آموزان یهودی و کولی اغلب مورد تحقیر قرار می گرفتند.

تاریخهای مهم

24 فوریه 1920
نازی ها خطوط کلی برنامه سیاسی خود را ترسیم کردند
نخستین نشست حزب نازی که در آن زمان "حزب کارگران آلمان" نامیده می شد، در مونیخ آلمان برگزار شد. آدولف هیتلر "یک برنامه 25 ماده ای" به عنوان خطوط کلی برنامه سیاسی حزب صادر کرد. مسئله نژادپرستی در خط مشی این حزب گنجانده شده بود. این برنامه خواستار سلامت نژادی در آلمان شده و اعلام می کرد که حکمرانی بر نژادهای پست، سرنوشت آلمان است و یهودیان را به عنوان دشمنان نژادی معرفی می کرد. در پایان ماده 4 این برنامه چنین آمده بود: "بنابراین هیچ یهودی نمی تواند عضوی از این ملت باشد."
عكسها
یهودیان محله یهودی نشین لودز برای تبعید به اردوگاه مرگ خلمنو سوار قطار باری می شوند. لودز، لهستان، بین سالهای 1942 و 
1944
18 ژوئیه 1925
نخستین جلد کتاب "نبرد من" منتشر شد
آدولف هیتلر هنگامی که به دنبال تلاش نافرجام خود برای دستیابی به قدرت در سال 1923، به جرم خیانت در زندان بود، کتاب "نبرد من" را نوشت. او در این کتاب عقاید نژادپرستانه خود را ترسیم کرد. هیتلر تاریخ را ستیز بین نژادها برای دستیابی به فضای حیاتی می دانست. او پیش بینی می کرد که پس از جنگی پیروزمندانه در شرق اروپا، تمام اقوام اسلاو به خدمت منافع آلمانی ها درخواهند آمد. هیتلر عقیده داشت که یهودیان شیطان صفتانی استثنایی اند که از درون، "سلامت نژادی" ملت را بر هم می زنند. او مصرانه خواستار "حذف" یهودیان از آلمان بود.
اعضای جوخه سیار اعدام پیش از تیرباران یک جوان یهودی. اعضای کشته شده خانواده این جوان در برابر او روی زمین افتاده اند. افراد سمت چپ تصویر، آلمانی های محلی هستند که به جوخه کمک می کردند. اسلاروف، اتحاد جماهیر شوروی، 4 ژوئیه 1941.
سربازان آلمانی یهودیانی را که طی شورش گتوی ورشو در پناهگاهی مخفی شده اند، دستگیر می کنند. ورشو، لهستان، آوریل-مه 1943

14 ژوئیه 1933
حکومت نازی قانون سلامت نژادی را به اجرا گذاشت
آدولف هیتلر عقیده داشت که "سلامت نژادی" مستلزم نظارت حکومت بر تولیدمثل انسانهاست، و از همین رو "قانون جلوگیری از تولد فرزندان مبتلا به بیماری های ارثی" را صادر کرد. طبق یکی از شروط این لایحه، افراد "نامطلوب" از داشتن فرزند منع شدند و عقیم سازی معلولان ذهنی و جسمی اجباری شد. این قانون طی 18 ماه حدود 400000 نفر را تحت تأثیر قرار داد.
با سپاس فراوان ساموئیل کرماشانی 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر