۱۴۰۵ اردیبهشت ۱۹, شنبه

خشونت سیاسی دولتی و اعدام از دیدگاه روانشناسی

 

#خشونت_سیاسی_و_اعدام_ازدیدگاه_روانشناسی

اعدام از دیدگاه روانشناسی
اعدام از دیدگاه روانشناسی، موضوعی پیچیده با پیامدهای عمیق روانی است که نه‌تنها بر فرد محکوم، بلکه بر مجریان حکم، خانواده‌ها و کل جامعه تأثیر می‌گذارد. روانشناسان معمولاً به بررسی آثار خشونت، ترس و تعاملات اجتماعی مرتبط با این پدیده می‌پردازند.

 

.
در ادامه، ابعاد مختلف روانشناختی اعدام بر اساس نتایج پژوهش‌ها بررسی شده است:
۱. تأثیر بر فرد محکوم به اعدام
امید تا لحظه آخر: طبق نظرات روانشناسان، انسان حتی در آستانه مرگ نیز به زنده ماندن امید دارد، به‌ویژه اگر فرد جوان باشد.
مرگ با تلقین ذهنی: در مواردی، صدا و تصویر ذهنی ناشی از تلقین نزدیک بودن مرگ، چنان شدید است که فرد ممکن است بدون از دست دادن خونریزی فیزیکی زیاد، جان خود را از دست بدهد. 
۲. تأثیر بر جامعه (به‌ویژه اعدام در ملاعام)
درونی‌سازی خشونت: تماشای صحنه اعدام در ملاعام باعث می‌شود خشونت در ذهن افراد، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، درونی و عادی شود.
عادی‌شدن مرگ و کاهش حساسیت: اعدام در ملاعام پس از مدتی تاثیر روانی خود را از دست می‌دهد و مردم نسبت به خشونت بی‌حس می‌شوند.
ترس اجتماعی: اجرای مکرر مجازات مرگ، ترس و ناامنی را در سطح جامعه افزایش می‌دهد. 
۳. تأثیر بر خانواده‌ها (مقتول و مجرم)
عدم تسکین روانی: تحقیقات روان‌شناختی نشان داده است که خانواده و دوستان مقتول معمولاً پس از اعدام مجرم احساس بهتری پیدا نمی‌کنند، بلکه ممکن است تاثیر منفی روانی بر آنها داشته باشد. 
۴. جنبه‌های روانی دیگر
تخلیه خشم (رویکرد هیجانی): برخی روانشناسان معتقدند کسانی که وجودشان لبریز از خشم و نفرت است، ممکن است با تماشای صحنه اعدام نوعی تخلیه روانی یا کاهش موقت خشم را تجربه کنند.
تحلیل رفتار متقابل (اریک برن): از نظر تحلیل رفتار متقابل، اعدام می‌تواند تحت تحلیل‌های رفتاری خاصی قرار بگیرد که نشان‌دهنده تعاملات معیوب اجتماعی است. 
خلاصه:
از نظر علمی، اعدام اغلب به عنوان راهکاری خشن شناخته می‌شود که به جای کاهش آسیب‌های روانی، منجر به افزایش خشونت و آسیب‌های روانی در سطح جامعه می‌شود. 
۲
اعدام سیاسیون عدم توانایی حاکمان به  پاسخگوی  به مردم جامعه است و دست به قتل مخالفین میزنند.
این دیدگاه که اعدام سیاسیون نشان‌دهنده ناتوانی در پاسخگویی است، یکی از استدلال‌های رایج در نقد ساختارهای اقتدارگرا است. این تحلیل از چند منظر قابل بررسی است:
هراس از پاسخگویی: حذف فیزیکی مخالفان به جای گفتگو یا مناظره، اغلب به عنوان نشانه‌ای از ضعف استدلال و هراس از افکار عمومی تفسیر می‌شود .
بحران مشروعیت: زمانی که یک سیستم سیاسی توانایی حل مشکلات یا پاسخ به مطالبات مشروع مردم را ندارد، برای حفظ قدرت به ابزارهای قهریه و اعدام متوسل می‌شود.
سلب امکان گفتگو: اعدام سیاسیون راه را بر گفت‌وگو، اصلاح و اصلاح‌طلبی می‌بندد و نشان‌دهنده بن‌بست در مدیریت جامعه است .
این اقدامات در نهایت باعث می‌شود که قاتلین یا آمران قتل، به جای پاسخگویی، به دنبال سرکوب بیشتر بروند .
این اقدامات در نهایت باعث می‌شود که قاتلین یا آمران قتل، به جای پاسخگویی، به دنبال سرکوب بیشتر بروند.
اعدام یک جنایت سازمان یافته است میتوان گفت اعدام جنایت است و حاکمان برای ایجاد ترس و رعب و وحشت و سکوت مردم با زور دست به اعدام میزنند.
 و در این رابطه حاکمان نمیتوانند به خواستهای بر حق مردم پاسخ بدهند و در صدد حذف فیزیکی روشنفکرانی هستند که مسائل حقوقی و حق مردم را مطرح میکنند و باعث آگاهی عمومی میشوند  چون روشنفکران از حق و حقوق انسانی  ملت باخبر هستند و راه گشایی رسیدن مردم به احقاق حوق مشروع خویش هستند  بر همین اساس نظام و یا حاکمان جانی به بهانه های گوناگون یا روشنفکران زندانی میکنند و یا آنها را اعدام بعنوان حذف فیزیکی.
۳
اعدام خشونت دولتی است علیه مردم و خشونت خشونت را تولید میکند
دیدگاه شما به یکی از استدلال‌های بنیادین جنبش‌های مخالف مجازات اعدام اشاره دارد. این دیدگاه از چند جهت قابل بررسی است:
۱. چرخه خشونت: وقتی دولت به عنوان عالی‌ترین نهاد قدرت، جان انسانی را می‌گیرد، در واقع این پیام را به جامعه مخفیانه مخابره می‌کند که «کشتن» راهکار نهایی برای حل مشکلات یا اجرای عدالت است. این موضوع می‌تواند لایه‌های خشم و انتقام‌جویی را در بافت جامعه زنده نگه دارد .
۲. ماهیت بازگشت‌ناپذیر: اعدام تنها شکلی از مجازات است که در صورت بروز خطای قضایی، هیچ راهی برای جبران آن وجود ندارد. در بسیاری از موارد، اعدام نه به عنوان ابزاری برای عدالت، بلکه به عنوان ابزاری برای ایجاد ترس (ارغاب) استفاده می‌شود .
۳. تأثیر بر جرم‌خیزی: تحقیقات علمی در بسیاری از کشورها نشان داده که وجود مجازات اعدام الزماً باعث کاهش نرخ جرایم خشن نشده است. در مقابل، جوامعی که به سمت مجازات‌های اصلاحی و ریشه‌یابی جرم رفته‌اند، اغلب با کاهش پایدارتری در خشونت مواجه شده‌اند .
در واقع، بسیاری از جرم‌شناسان معتقدند که مبارزه با خشونت از طریق ابزار خشن، مانند پاک کردن صورت مسئله است و ریشه‌های جرم را از بین نمی‌برد.
آیا مایل هستید درباره جایگزین‌های قانونی اعدام یا تجربیات کشورهایی که این مجازات را لغو کرده‌اند .

اعدام از دیدگاه  روانشناسی . دیدگاهی که مطرح می‌کنیم در فلسفهٔ حقوق، جرم‌شناسی و سیاست بسیار بحث‌برانگیز و شناخته‌شده است. بسیاری از مخالفان مجازات اعدام استدلال می‌کنند که وقتی دولت برای حل خشونت از کشتن استفاده می‌کند، این پیام را منتقل می‌کند که خشونت می‌تواند ابزار مشروع حل مسئله باشد؛ و همین می‌تواند چرخهٔ خشونت را بازتولید کند.
در مقابل، موافقان اعدام معمولاً می‌گویند هدف آن «بازدارندگی»، «حفاظت از جامعه» یا «اجرای عدالت» در قبال جرم‌های بسیار سنگین است. اما دربارهٔ اینکه اعدام واقعاً خشونت را کاهش می‌دهد یا نه، میان پژوهشگران اجماع قطعی وجود ندارد.
سازمان‌هایی مثل Amnesty International و United Nations بارها علیه مجازات اعدام موضع گرفته‌اند و آن را ناقض حق حیات دانسته‌اند. در مقابل، برخی کشورها هنوز آن را بخشی از نظام کیفری خود می‌دانند.
جملهٔ «خشونت، خشونت می‌آفریند» هم ریشه‌ای عمیق در اندیشه‌های اخلاقی و سیاسی دارد و افرادی مانند Mahatma Gandhi و Martin Luther King Jr. نیز بر این ایده تأکید کرده‌اند که پاسخ خشونت‌آمیز، اغلب چرخهٔ خشونت را ادامه می‌دهد.
۴
خشونت دولتی از دیدگاه روانشناسی
از دیدگاه روان‌شناسی، «خشونت دولتی» فقط یک عمل فیزیکی نیست؛ بلکه می‌تواند بر ذهن، احساس امنیت، هویت جمعی و رفتار اجتماعی مردم اثر عمیق بگذارد. روان‌شناسان اجتماعی و سیاسی معمولاً چند جنبه را بررسی می‌کنند:
عادی‌سازی خشونت: وقتی خشونت از سوی نهاد قدرت انجام می‌شود، ممکن است بخشی از جامعه آن را «طبیعی» یا «مشروع» تلقی کند. این می‌تواند حساسیت اخلاقی نسبت به رنج دیگران را کاهش دهد.
ترس و درماندگی جمعی: تجربه یا مشاهدهٔ سرکوب، اعدام، شکنجه یا تهدید می‌تواند احساس «ناامنی دائمی» ایجاد کند. در روان‌شناسی به این وضعیت گاهی نزدیک به مفهوم «درماندگی آموخته‌شده» می‌دانند؛ یعنی مردم احساس می‌کنند هیچ کنترلی بر سرنوشت خود ندارند.
انتقال تروما: خشونت دولتی فقط قربانی مستقیم را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. خانواده‌ها، شاهدان و حتی نسل‌های بعدی ممکن است دچار اضطراب، بی‌اعتمادی یا ترومای بین‌نسلی شوند.
دو قطبی شدن جامعه: خشونت سیاسی اغلب «ما در برابر آنها» ایجاد می‌کند. این فرایند می‌تواند همدلی را کاهش دهد و نفرت و انتقام‌جویی را تقویت کند.
پرخاشگری متقابل: برخی نظریه‌های روان‌شناسی اجتماعی می‌گویند خشونت می‌تواند الگوهای خشونت‌آمیز را بازتولید کند؛ یعنی افراد یا گروه‌ها یاد می‌گیرند که قدرت از طریق زور اعمال می‌شود.
در عین حال، بعضی حکومت‌ها استدلال می‌کنند که استفاده از زور برای حفظ نظم و جلوگیری از هرج‌ومرج ضروری است. روان‌شناسی سیاسی دقیقاً همین تنش را بررسی می‌کند: مرز میان «اقتدار قانونی» و «خشونت آسیب‌زا».
پژوهش‌هایی در حوزهٔ Political Psychology، Social Psychology و مطالعات تروما نشان می‌دهند که ادراک مردم از عدالت، مشروعیت و کرامت انسانی نقش مهمی در واکنش روانی آنها به قدرت دولتی دارد.
۵
اعدام سیاسی جنایت  است
این گزاره بیشتر یک موضع اخلاقی و سیاسی است تا یک حکم قطعی حقوقیِ جهانی. بسیاری از مردم، فعالان حقوق بشر و سازمان‌هایی مانند Amnesty International یا Human Rights Watch اعدام سیاسی را نقض شدید حقوق بشر و نوعی جنایت می‌دانند، به‌ویژه اگر بدون دادرسی عادلانه، تحت شکنجه، یا برای خاموش کردن مخالفان انجام شود.
از نظر حقوق بین‌الملل نیز اگر قتل یا اعدام مخالفان سیاسی به‌صورت گسترده و سازمان‌یافته علیه غیرنظامیان انجام شود، ممکن است در برخی شرایط ذیل عنوان‌هایی مانند «جنایت علیه بشریت» بررسی شود. اما تعیین رسمیِ «جنایت» بودن در معنای حقوقی، معمولاً نیازمند بررسی قضایی و معیارهای مشخص حقوق بین‌الملل است.
از منظر اخلاقی، منتقدان اعدام سیاسی استدلال می‌کنند که دولت نباید از قدرت خود برای حذف مخالفان یا ایجاد ترس استفاده کند، چون این کار به آزادی، کرامت انسانی و اعتماد اجتماعی آسیب می‌زند.
۶
اعدام افراد سیاسی  میتواند قهر جامعه علیه نظام حاکم ایجاد کند.
در بسیاری از جوامع اعدام یا سرکوب شدید چهره‌های سیاسی می‌تواند به‌جای ایجاد ثبات، خشم و واکنش اجتماعی گسترده علیه حکومت ایجاد کند. این واکنش به چند عامل بستگی دارد:
میزان محبوبیت یا نمادین بودن آن فرد سیاسی
برداشت عمومی از عادلانه یا ناعادلانه بودن محاکمه
وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه
میزان آزادی رسانه و امکان سازماندهی اعتراض‌ها
سابقهٔ برخورد حکومت با مخالفان
در تاریخ نمونه‌هایی وجود داشته که اعدام مخالفان سیاسی باعث ترس کوتاه‌مدت شده، اما در بلندمدت به اعتراض، رادیکال‌شدن مخالفان، یا حتی جنبش‌های گسترده منجر شده است. همچنین گاهی حکومت‌ها تصور می‌کنند حذف فیزیکی مخالفان باعث پایان بحران می‌شود، اما نتیجه برعکس می‌شود و آن افراد به نماد مقاومت تبدیل می‌شوند.
در مقابل، در برخی شرایط نیز جامعه واکنش گسترده نشان نمی‌دهد؛ مخصوصاً اگر افکار عمومی قانع شده باشد که فرد مرتکب خشونت یا جرم جدی شده است یا فضای سرکوب شدید امکان واکنش جمعی را محدود کند.
بنابراین اثر چنین اقداماتی کاملاً وابسته به زمینهٔ سیاسی و اجتماعی هر کشور است.

۷ شکنجه و اعدام سیاسی می تواند درها را بر روی جاسوسان خارجی باز کند.
از نگاه علوم سیاسی و امنیتی، سرکوب شدید داخلی—including شکنجه و اعدام‌های سیاسی—می‌تواند در بعضی شرایط زمینه را برای نفوذ یا جذب نیرو توسط سرویس‌های اطلاعاتی خارجی فراهم کند. این موضوع معمولاً از چند مسیر رخ می‌دهد:
افزایش نارضایتی و بی‌اعتمادی عمومی نسبت به حکومت
ایجاد احساس انتقام یا ناامیدی در میان قربانیان و نزدیکانشان
مهاجرت نخبگان، نظامیان یا کارمندان ناراضی که ممکن است هدف جذب قرار گیرند
تضعیف مشروعیت داخلی و افزایش شکاف میان حکومت و جامعه
فراهم شدن امکان سوءاستفاده تبلیغاتی برای دولت‌های رقیب
سرویس‌های اطلاعاتی خارجی معمولاً از شکاف‌های سیاسی و اجتماعی بهره‌برداری می‌کنند. هرچه انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی کمتر شود، آسیب‌پذیری امنیتی یک کشور می‌تواند بیشتر شود.
البته این به معنی رابطهٔ مستقیم و قطعی نیست؛ عوامل زیادی مثل ساختار امنیتی، وضعیت اقتصادی، جنگ، رسانه‌ها و حمایت مردمی نیز نقش دارند. اما در ادبیات امنیت ملی، مشروعیت و رضایت اجتماعی معمولاً یکی از پایه‌های مهم مقاومت در برابر نفوذ خارجی دانسته می‌شود.

با قلم ساموئیل کرماشانی  

0 Comments:

ارسال یک نظر